حتی اگر ترکم کنی بازم میبینمت ، چون تو به جرم دزدیدن قلب من و من به گناه پرستیدن تو راهی جهنم میشویم
...سِـ ـﮧ دُو سُوت_بآزےِ
شُروع شُد... ...دَویدَم دَست وَپآ زَدَم... ...غَرق شُدَم... ...دِل شِکَستَم عآشِق شُدَم... ...بےِ رَحم شُدَم... ...مِهرَبآن شُدَم... ...بَچّـ ـﮧ بُودَم بُزُرگ شُدَم... ...پیـ ـرشُدَم بآزےِ تَمام شُدزِندِگےِ
رآبآختَم... خوش بحال هرکی که دوست خوب داره:*:* باید خودم را ببرم خانه باید صورتش رابشویم ببرم دراز بکشد دل داری اش بدهم که فکر نکند بگویم که میگذرد غصه نخور باید خودم راببرم بخوابد من خسته است. . . من ، من بدجور درد میکند ****** ****** ***************** ************ ******** *** - مرا به ذهنت بسپار نه به دلت من از گم شدن در جاهای شلوغ میترسم -پیراهن نگاه مرا مکش از پشت که برمیگردم وبیخیال عزیز های مصر ویعقوب های چشم بهراه چنان تو را به خود میفشارمت که هفتاد و هفت سال تمام مهم نیست که فردا چی میشه،مهم اینه که امروز دوست دارم. مهم نیست فردا کجایی،مهم اینه هر جا هستی دوست دارم. مهم نیست تا ابد با هم نباشیم،مهم اینه تا ابد دوست دارم. مهم نیست قسمت چی میشه،مهم اینه قسمت شد دوست داشته باشم. عاشق و تنها غروبا میون هفته بر سر قبر یه عاشق یه جوون میاد میذاره گلای سرخ شقایق بی صدا میشکنه بغضش ری سنگ قبر دلدار اشک میریزه از دوچشمش مث بارون وقت دیدار زیر لب باگریه میگه: مهربونم بی وفایی رفتی ونیستی ببینی چه جگرسوزه جدای آخه من تورومیخواستم، اون نجیب وخوب وپاکو اون صدای مهربونو،نه سکوت سرد خاکو تویی که نگاه پاکت مرهم زخم دلم بود دیدنت حتی یه لحظه راه حل مشکلم بود توکه ریشه کردی بامن توی خاک بی قراری توکه گفتی باجدایی هیچ میونه ای نداری پس چرا تنها گذاشتی توی این فصل سیاهی توعزیزترینی اما یه رفیق نیمه راهی داغ رفتنت عزیز خط کشیده رو بودن من رفتی ودیگه چه فایده ناله وضجه وشیون تو سفر کردی به خورشید،رفتی اونور دقایق منو جا گذاشتی اینجا بادلی خسته وعاشق نمیخوام بی تو بمونم، بی تو زندگی حرومه توکه پیش من نباشی، همه چی برام تمومه عاشق خسته وتنها،سرگذاشت رو خاک نمناک گفت جگر گوشه ی عشقو دادمش دست تو ای خاک نذاری تنها بمونه،همدم چشم ساش باش شونه کن موهاشو آروم شبا قصه براش غروب بااون غرورش نتونست دووم بیاره پاکشیداز آسمونو،جاشو داد به یه ستاره اون جوون داغ دیده بادلی شکسته از غم بوسه زد روخاک یارو دور شد آهسته وکم کم ولی چندقدم که دور شد دوباره گریه رو سداد خدا وقتی قلب من در آغوش تو وقتی آرام خود را جامیدم دنیا آنقدر کوچک میشود که می توان به تو می اندیشم به تو وتندی طوفان تگاهت بر من به خود وعشق عمیقت در تن به تو خاطره ها که چراهیچ زمانی من وتو مانشدیم جام قلبم که به دست توشکست من چراباز تورامی بخشم؟؟ به تو می اندیشم به توکه غرق افکار خودی من در اندیشه افکار توام قانعم برنگه کوته تو هرزمان در پی دیدار توام . . . در کلاس محبت پشت نیمکت های صمیمیت درس عشق درس دوستی و یکی شدن را آغاز کردیم . حال به آخرین درسش رسیدیم ، درسی که خوب است تو هم آنرا بدانی عشق باید ورزید به همسفر زندگی و باید ماندگار بود در قلب یاران پس... ای دوست ! ای همسفر ! ای مهربان ! همیشه به یاد تو خواهم بود و فراموشت نخواهم کرد. یـــــــــــاد یار دوستت دارم یار یاد تو شیرین است یاد تو بر بر درد دل من تسکین است لحظه هایی آرام با تو در رویا در میان قصری پر از آوای بهار در کنارت ای نسیم که خوش و آزادی زندگی باید کرد قلب ها را از غم شست من تو را به دریا بخشیدم ، به غزلهای عاشقانه ، به مهربانان دریا دل ، به لیلی های سر زمین قلبم ، من تورا به غوغای کلان شهربخشیدم به پرستوهای مهاجر عاشق . از اینجا تا تلاطم امواج عشق ، از این جا تا تو فاصله بسیار است . کنار واژه های عبوسم دوباره جمله ای بنویس پر از خورشید . گوش کن دوباره صدایم را در نامه های بی پایان که در ذهنم برایت نوشته ام خواهی شنید . منتظرم میدانم در جادهی سبز نگاه تو مسافری خوا هم شد . هر شب دستان پر از خواهش و نیازم را بسوی آسمان دراز میکنم ، چشمانم را می بندم و باتمام احساس تو را نجوا میکنم . همه شب کارم همین شده که که کنار پنجره ی اتاق بایستم و نظاره گر ستارگان آسمان باشم و انتظار تو را بکشم . هــــــــوا شــــنــــا ســـی گفتی می آیی به یاد اخبار هوا شنا سی افتادم که لذت باران های بی هنگام را می برد ...! گفتی می آیی به یاد تمام روزهایی افتادم که بیهوده چتر برداشته بودم ...! -خیلی سخته نه دشمنتو بشناسی نه دوستتو همه روبفهمی اما هیشکی درکت نکنه:((((عـِشق یَعنےِ چـُون
خُورشید تابیدَن بَر شَب هایِ دُوست وَ چُون بَرف ذُوب شُدَن بَر غَـم هایِ
دُوست..!



هر شب معجزه میکند![]()
از تپش نمی ایستد![]()
میان بازوانت
عالم را با یک بوسه گشت. . .![]()







| Design By : pesare jahaname |








