سلام سلام سلام خوبید؟؟؟
این حروف رو چه جوری میکشن؟؟؟ نمیدونم یه بار این کارو کردم اما یادم رفت
چه جوری!!آهان راستی پاییزتون مبارک چه خبرا؟؟ هی خانوم کوشولو هاآقاکوشولوها
مدرسه تون مبارک
دقیق شد 14 سال از اون روزی که برای اولین بار رفتم مدرسه
چه روز زیبایی بود خاطره اون روز هنوزم مثل روز اول تو ذهنمه , چقدر دوست داشتنی
بود و منکه هر روز به عشق دیدن معلم مهربونم اون راهو میرفتم یادش به خیرحاضرم
یه بار دیگه زندگی کنم که برگردم به کلاس اولم دلم میخواست دکتر بشم اما نشدم
یعنی هیچ ... نشدم من واقعاً از اینکه باعث خجالت شدم معذرت میخوام خدایا توبه.
چند روز پیش یه سوتی دادم بسی عظیم اونم جلو کسی که هنوز باهاش رودرواسی(
رودر بایستی؟؟ رودر باستی؟؟
) دارم که خجالت کشیدم زیاد.میگم بهتون اما شما
به روم نیارید برگشتم گفتم من فکر کردم گفت تو مگه فکرم میکنی؟؟ منم گفتم
نه فکر منو میکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!
بعد اون این جوری شد :
و من این جوری:




بعد قاه قاه خندیدیم البته قبلش ایشون گفت شادی خیلی بی شرف تشریف داری
منم گفتم بی شرفی از خودتونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


خوب من چی کار کنم که نمیدونم خجالت خوردنیه؟؟ پوشیدنیه؟؟ خجالتو میکشن؟؟
میگیرن؟؟ البته هر کی منو از نزدیک دیده باشه یا دوستان و اینا میدونه کلاً من
خجالتی نیستم و آدم رکیم حرفمو میگم اما این سوتی اونم جلو اون آدم آخرت
ضایعی بود
امروز روزه بوووووووووووووووودم هوووووووووووووووووووووورا ولی مردم از گشنگی
آهان پنج شنبه رفتیم عروسی جاتون خالی آی قر دادم ای قر دادم, 

توی اون جمع تنها دخترایی که وسط بودن من و دختر داییم بودیم
بقیه
همه پسر اونم از نوع مستش..
.. ولی اینقدر رقصیدم که ..... جاتون خاکی!!
آهان بعدم اینکه من کماکان یه ذره حجاب دارم یه ذره ندارم , باید کم کم بذارم
تازه دلم نمیخواد همه چیو یهو از دست بدم اگه خبری شد و مامان
بابام قبول کردن منم قبول میکنم اگه نه که هیچی فراموش میشه مثل بقیه
چیزا...

آ هان اینکه یه حرفی هست شادی جونم نگران کامی نباش خودش رفته
گم شده خودشم میاد پیدا میشه قربون شکلت برم عادت میکنی
دوستون دارم شادی
مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم...
بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد
خسته شدم بس كه تنها دويدم...
اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن...
مي خواهم با تو گريه كنم
خسته شدم بس كه تنها گريه كردم...
مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم...
خسته شدم بس كه تنها ايستادم.
