|
|
|
یه شب تو خواب دیدم که توی آسمون توی دستای تو شدم رنگین کمون
|
سلام خوبی؟؟؟؟؟؟ راستش چند وقتی نبودم که توضیح میدم اول از همه یه تشکر خیلی خاص از شادی مهربونم که اپ پست قبل با شادی بود همگی گووووووووووووووووووووول خوردید این شادی اولی بود من شادی سومیم شادی دومی نداریم شادی شماره ۲ نیاز مندیم مورد ۲ اینکه یه چند روزی دست خیرمو برداشتم رفتم کمک به دختر عمه گرام آخه مهد بچه هاش تعطیل بود رفته بودن تعطیلات تابستانی منم رفتم خونه اونا پیش دنیا و راستین سر منه بد بخت نازل شد شب اول به دنیا میگم کجا میخوابی ؟؟ میگه رو زمین پیش تو گفتم باشه این بشرم که آخرت خوب خوابیدن تا صبح پاش تو دهن من بود شب دوم راستین اومد پیشم خوابید البته قبل خوابیدن این قدر زد تو پهلو هام و کمرم که کبود شدم که دیشب بود بهش گفتم خیلی منطقی گقتم راستین جان بوس بده که بخوابیم گفت باشه بوس داد فقط نمیدونم چرا تا صبح پاش تو لباس خواب من بود شد بره دست و صورتش رو بشوره بیاد صبحانه خدا میدونه چقدر امروز منو اذیت کرد یه جریان دیگه میخواستم یه بلاگ دیگه باز کنم خیلی چیزا بنویسم اما دیدم اینجارو خیلی دوست دارم پس شاید لازم باشه چندین آرشیو رو پاک کنم تا حالا ۲ بار به چند نفر گفتم که نامزد کردم که خوب دلیل خاصی داشتم برای دروغ هام که نمیشه گفت این بار نامزد نه اما با کسی دوست شدم که تازه فهمیدم ۱۰ سال عاشقم بوده اما به خاطر دل من که فرزادو دوست داشتم مخفیش کرده بوده میخواد باهام باشه میخواد تلافی ۱۰ سال دوری و بکنه اما خوب یه تغییراتی باید تو من به وجود بیاد مثل اینکه باید با حجاب بشم و برو تا آخرش اما میخوام بدونین که ......هیچی توی یه پست دیگه کامل میحرفم دوستون دارم:شادی ![]()
![]()
این من نبودم که آپیدم
به یک عدد
هم اکنون به یاری سبزتان نیاز مندیم![]()
![]()
![]()
چشمتون روز بد نبینه از هر آنچه بلا بود ![]()
نصفه شب اینقدر لگد زد رفتم رو تخت خوابیدم ![]()
![]()
با کلی بدبختی خوابید شب سوم ![]()
![]()
امروزم صبح که پاشد با کلی قربونت برم فدات بشم راضی ![]()
جای پنجولاش هنوز رو دستمه![]()
![]()
حالا بعد ۱۰ سال برگشته
خوب من فعلا قبولیدم تا ببینیم آخرش چی میشه ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

+ برگی از دفتر خاطرات سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 0:51 به قلم شادی |