تبليغاتX
دفترچه خاطرات دلتنگی های شادی - پاییز مبارک

دفترچه خاطرات دلتنگی های شادی

یه شب تو خواب دیدم که توی آسمون توی دستای تو شدم رنگین کمون

پاییز مبارک

 

سلام سلام سلام خوبید؟؟؟

این حروف رو چه جوری میکشن؟؟؟ نمیدونم یه بار این کارو کردم اما یادم رفت

چه جوری!!آهان راستی پاییزتون مبارک چه خبرا؟؟ هی خانوم کوشولو هاآقاکوشولوها

مدرسه تون مبارک Flirty Wink  دقیق شد 14 سال از اون روزی که برای اولین بار رفتم مدرسه

چه روز زیبایی بود خاطره اون روز هنوزم مثل روز اول تو ذهنمه , چقدر دوست داشتنی

بود و منکه هر روز به عشق دیدن معلم مهربونم اون راهو میرفتم یادش به خیرحاضرم

یه بار دیگه زندگی کنم که برگردم به کلاس اولم دلم میخواست دکتر بشم اما نشدم

یعنی هیچ ... نشدم من واقعاً از اینکه باعث خجالت شدم معذرت میخوام خدایا توبه.

چند روز پیش یه سوتی دادم بسی عظیم اونم جلو کسی که هنوز باهاش رودرواسی(

رودر بایستی؟؟ رودر باستی؟؟) دارم که خجالت کشیدم زیاد.میگم بهتون اما شما

به روم نیارید برگشتم گفتم من فکر کردم گفت تو مگه فکرم میکنی؟؟ منم گفتم

نه فکر منو میکنه!!!!!!!!!!!!!!!!! بعد اون این جوری شد :  Shock 3  No No No   

و من این جوری:  Blushy   Bag Head  Embarrassed 1 Shy Girl

بعد قاه قاه خندیدیم البته قبلش ایشون گفت شادی خیلی بی شرف تشریف داری

منم گفتم بی شرفی از خودتونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  Thumbs Up  Afraid 

خوب من چی کار کنم که نمیدونم خجالت خوردنیه؟؟ پوشیدنیه؟؟ خجالتو میکشن؟؟

میگیرن؟؟ البته هر کی منو از نزدیک دیده باشه یا دوستان و اینا میدونه کلاً من

خجالتی نیستم و آدم رکیم حرفمو میگم اما این سوتی اونم جلو اون آدم آخرت

ضایعی بود

امروز روزه بوووووووووووووووودم هوووووووووووووووووووووورا ولی مردم از گشنگی

آهان پنج شنبه رفتیم عروسی جاتون خالی آی قر دادم ای قر دادم,

توی اون جمع تنها دخترایی که وسط بودن من و دختر داییم بودیم بقیه

همه پسر اونم از نوع مستش.. Secret .. ولی اینقدر رقصیدم که ..... جاتون خاکی!!

آهان بعدم اینکه من کماکان یه ذره حجاب دارم یه ذره ندارم , باید کم کم بذارم

تازه دلم نمیخواد همه چیو یهو از دست بدم اگه خبری شد و مامان

بابام قبول کردن منم قبول میکنم اگه نه که هیچی فراموش میشه مثل بقیه

چیزا... Bouncy 2 

آ  هان اینکه یه حرفی هست شادی جونم نگران کامی نباش خودش رفته

گم شده خودشم میاد پیدا میشه قربون شکلت برم عادت میکنی

                         دوستون دارم شادی Lip Print  Raining Hearts 

 

مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم...

 بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد

 خسته شدم بس كه تنها دويدم...

اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن...

مي خواهم با تو گريه كنم

خسته شدم بس كه تنها گريه كردم...

مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم...

خسته شدم بس كه تنها ايستادم.

 

 






+ نوشته شده در  شنبه 1 مهر1385ساعت 20:38  توسط شادی  |